پرنسس یخ
ترا به جای تمام کسانی که نمی شناخته ام دوست می دارم …! برای خاطر نخستین گلها و برفی که آب می شود دوست می دارم …! در این بیشه زار خزان زده شاید دوباره گلی بروید ، 👤پل الوار دشوارترین شکنجه این بود که ما یک به یک به درون خویش تبعید شدیم ... 👤 شفیعی کدکنی
ترا به جای تمام روزگارانی که نمی زیسته ام دوست می دارم …!
برای خاطر عطر نان گرم
ترا برای خاطر دوست داشتن دوست می دارم !
سپیده که سر بزند
شبیه آنچه در بهار بوییدیم …
پس به نام زندگی هرگز مگو هرگز … تاريخ۱۴۰۱/۱۱/۲۶
نویسنده بانوی زمستان| |
تاريخ۱۴۰۱/۱۱/۱۴
نویسنده بانوی زمستان| |
| Sky-Theme |
